حميدرضاحميدرضا، تا این لحظه: 21 سال و 5 ماه و 9 روز سن داره

حميد رضا بزرگ مرد كوچك

حمیدرضا در تابستان 91 مهمان مامان

وقتی آخرین امتحانم را دادم رفتم دنبال حمیدرضا 7 تیر بود با هم دیگر رفتیم یک روز با گروه مسجدی ها قم روز میلاد امام زمان دعوت آقا بودیم اینم عکساشه.....           یک روزم دوتایی با هم رفتیم پارک و این عکس هارو ازت گرفتم                                                 ...
2 مرداد 1391

یک گنجشک بهاری که فقط آواز زندگی سر میده همیشه برای پدر مادرش....

عزیزم حمیدرضا  توی این دنیا ما نعمت هایی رو داریم ولی به محض از دست دادنش افسوس میخوریم راهش اینه که همیشه شکر گزار باشیم  وافسوس نداشته هامون رو نخوریم بلکه قدر آنچه که داریم را بدونیم میدونم که این روزها حسرت و آه تو برای سالهای زندگی مجردیت فقدان خانواده هست   خانواده یکی از اون نعمتهاست که تو  سه سال هست نداری من و پدرت هم همین طور اما خداروشکر که هر کدوم از مارو به طور جداگانه داری و من و پدرت در سالهای آتی هرکدوممون میتونیم برای تو خانواده ایی باشیم  این خیلی مهمه که به هر مشکلی چه طوری نگاه کنی،راستش پسرم خیلی چیزها شکلش قشنگ نیست اما حقیقت چیزه دیگه ایی هست ما هیچ موقع برای داشتن شکل زیبا و ظاهری...
2 مرداد 1391

تولد 2 سالگي

حميدرضا جان : عزيزم تولد دوسالگي تو بهترين تولد تو بود و البته با شكوه ترين تا اينجا چون ما تونستيم برات مهماني بزرگي بگيريم و عكس و فيلمبرداري ازت بشه تولد دوسالگيت كيك تولدت هواپيما بود و خيلي زيبا شده بودي اما متاسفانه عكسات در دسترس نيست  
21 تير 1391

تولد 7 سالگي

  تولدت 7 مبارك حميدرضا جان وقتي اين كيك و برات آوردم بهت گفتم كه حميدرضا جان كيكت خراب شده و تو خيلي با ناراحتي منتظر بودي تا يك كيك خراب رو ببيني وقتي اين كيك و ديدي و فهميدي كه سالمه خيلي خيلي خوشحال شدي و من هم از خوشحالي تو خوشحال ........   اينم عكس خودت با كيكت به ترتيب از سمت راست مامان حميدرضا ، هادي پسر دايي محمد ، حميد رضا عشق من، محمدعلي پسر دايي محمد اين قسمتي از ميز شامت البته ببخشيد كه نتونستم عكسهاي خوبي برات به يادگار بذارم آخه خيلي خسته شده بودم ...
21 تير 1391

تولد 6 سالگي 2

  يكسري ديگه از عكسهاي تولدت رو برات مي ذارم.                                                             كيك تولدت مثل روز تولدت بود پر از شادي و خنده يك زمين بازي با بچه هايي كه دنياشونو با بازي هاي كودكانشون قشنگ كرده بودند. حميدرضا جان آن روز تولدت خيلي خوشحال بودم چون تونسته بودم يك خاطره خوشي از روزهاي بچگيت توي دلت ثبت كرده باشم. .... بقيه عكسها در ادامه مطلب ....       ...
21 تير 1391